159 خانوم

دلم تنگ میشه برای مدرسه دلم تنگ میشه برای زنگ فیزیک دلم تنگ میشه برای راهرو نشینی دلم تنگ میشه برای دوستام دلم تنگ میشه برای معلمام دلم تنگ میشه برای بچه بازیام دلم تنگ میشه برای لبخند خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای نگاه های معنا دار خانوم لاجوردی دلم تنگ میشه برای تهدیدای خانوم صفویه دلم تنگ میشه برای آرامش خانوم حیدری دلم تنگ میشه برای انگلیسی حرف زدنای خانوم خنده جام و هیچی نفهمیدنام دلم تنگ میشه برای گیر دادنای خانوم فارسی و خانوم کمالی دلم تنگ میشه برای روحیه دادن خانوم داستانیان دلم تنگ میشه برای تیکه های بچه های کلاسای دیگه دلم تنگ میشه برای امتحانای سخت خانوم قریشی دلم تنگ میشه برای حرفای قشنگ خانوم اسدی دلم تنگ میشه برای سخت گیریای خانوم فریدونی دلم تنگ میشه برای اهمیت دادنای خانوم شاهین زاده دلم تنگ میشه برای اعتماد خانوم دهقان تی دلم تنگ میشه برای تعریفای خانوم شه دلم تنگ میشه برای امتحانای خانوم افریشم دلم تنگ میشه برای امتحان سخت زبان فارسی دلم تنگ میشه برای شوخی سر کلاس خانوم رحیم زاده دلم تنگ میشه برای تقلب تو درس عربی دلم تنگ میشه برای کوییزای خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای امتحان سخت هندسه دلم تنگ میشه برای همه بیکاریامون دلم تنگ میشه برای امتحان دینی ل امون دلم تنگ میشه برای مدرسه با همه دلهرهاش دلم تنگ میشه برای مسائل پیچیده ی حسابان دلم تنگ میشه برای ناراحت شدنام سر نیم نمره دلم تنگ میشه برای شب بیداریامون دلم تنگ میشه برای مکالمات گروپ ا دلم تنگ میشه برای زبان با همه سختیاش البته برا من دلم تنگ میشه برای سوم ریاضی دلم تنگ میشه برای روازی سختی دلم تنگ میشه برای حرف زدن رییسی زاده زنگ دینی دلم تنگ میشه برای مرسی عزیزم گفتنای خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای حرف زدن با بچه ته کلاسیا دلم تنگ میشه برای پای تخته رفتنام دلم تنگ میشه برای همه بی دقتیام دلم تنگ میشه برای همتون و در آ دلم تنگ میشه برای خود خانوم ایرانمنش ............................و واقعا این نیز بگذرد............................
دلم تنگ میشه برای مدرسه دلم تنگ میشه برای زنگ فیزیک دلم تنگ میشه برای راهرو نشینی دلم تنگ میشه برای دوستام دلم تنگ میشه برای معلمام دلم تنگ میشه برای بچه بازیام دلم تنگ میشه برای لبخند خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای نگاه های معنا دار خانوم لاجوردی دلم تنگ میشه برای تهدیدای خانوم صفویه دلم تنگ میشه برای آرامش خانوم حیدری دلم تنگ میشه برای انگلیسی حرف زدنای خانوم خنده جام و هیچی نفهمیدنام دلم تنگ میشه برای گیر دادنای خانوم فارسی و خانوم کمالی دلم تنگ میشه برای روحیه دادن خانوم داستانیان دلم تنگ میشه برای تیکه های بچه های کلاسای دیگه دلم تنگ میشه برای امتحانای سخت خانوم قریشی دلم تنگ میشه برای حرفای قشنگ خانوم اسدی دلم تنگ میشه برای سخت گیریای خانوم فریدونی دلم تنگ میشه برای اهمیت دادنای خانوم شاهین زاده دلم تنگ میشه برای اعتماد خانوم دهقان تی دلم تنگ میشه برای تعریفای خانوم شه دلم تنگ میشه برای امتحانای خانوم افریشم دلم تنگ میشه برای امتحان سخت زبان فارسی دلم تنگ میشه برای شوخی سر کلاس خانوم رحیم زاده دلم تنگ میشه برای تقلب تو درس عربی دلم تنگ میشه برای کوییزای خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای امتحان سخت هندسه دلم تنگ میشه برای همه بیکاریامون دلم تنگ میشه برای امتحان دینی کنسل امون دلم تنگ میشه برای مدرسه با همه دلهرهاش دلم تنگ میشه برای مسائل پیچیده ی حسابان دلم تنگ میشه برای ناراحت شدنام سر نیم نمره دلم تنگ میشه برای شب بیداریامون دلم تنگ میشه برای مکالمات گروپ ا دلم تنگ میشه برای زبان با همه سختیاش البته برا من دلم تنگ میشه برای سوم ریاضی دلم تنگ میشه برای حرص خوردنای رعنا از دست من دلم تنگ میشه برای روازی سختی دلم تنگ میشه برای حرف زدن رییسی زاده زنگ دینی دلم تنگ میشه برای مرسی عزیزم گفتنای خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای حرف زدن با بچه ته کلاسیا دلم تنگ میشه برای پای تخته رفتنام دلم تنگ میشه برای همه بی دقتیام دلم تنگ میشه برای همتون و در آ دلم تنگ میشه برای خود خانوم ایرانمنش ............................و واقعا این نیز بگذرد............................
دلم تنگ میشه برای مدرسه دلم تنگ میشه برای زنگ فیزیک دلم تنگ میشه برای راهرو نشینی دلم تنگ میشه برای دوستام دلم تنگ میشه برای معلمام دلم تنگ میشه برای بچه بازیام دلم تنگ میشه برای لبخند خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای نگاه های معنا دار خانوم لاجوردی دلم تنگ میشه برای تهدیدای خانوم صفویه دلم تنگ میشه برای آرامش خانوم حیدری دلم تنگ میشه برای انگلیسی حرف زدنای خانوم خنده جام و هیچی نفهمیدنام دلم تنگ میشه برای گیر دادنای خانوم فارسی و خانوم کمالی دلم تنگ میشه برای روحیه دادن خانوم داستانیان دلم تنگ میشه برای تیکه های بچه های کلاسای دیگه دلم تنگ میشه برای امتحانای سخت خانوم قریشی دلم تنگ میشه برای حرفای قشنگ خانوم اسدی دلم تنگ میشه برای سخت گیریای خانوم فریدونی دلم تنگ میشه برای اهمیت دادنای خانوم شاهین زاده دلم تنگ میشه برای اعتماد خانوم دهقان تی دلم تنگ میشه برای تعریفای خانوم شه دلم تنگ میشه برای امتحانای خانوم افریشم دلم تنگ میشه برای امتحان سخت زبان فارسی دلم تنگ میشه برای شوخی سر کلاس خانوم رحیم زاده دلم تنگ میشه برای تقلب تو درس عربی دلم تنگ میشه برای کوییزای خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای امتحان سخت هندسه دلم تنگ میشه برای همه بیکاریامون دلم تنگ میشه برای امتحان دینی کنسل امون دلم تنگ میشه برای مدرسه با همه دلهرهاش دلم تنگ میشه برای مسائل پیچیده ی حسابان دلم تنگ میشه برای ناراحت شدنام سر نیم نمره دلم تنگ میشه برای شب بیداریامون دلم تنگ میشه برای مکالمات گروپ ا دلم تنگ میشه برای زبان با همه سختیاش البته برا من دلم تنگ میشه برای سوم ریاضی دلم تنگ میشه برای حرص خوردنای رعنا از دست من دلم تنگ میشه برای روازی سختی دلم تنگ میشه برای حرف زدن رییسی زاده زنگ دینی دلم تنگ میشه برای مرسی عزیزم گفتنای خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای حرف زدن با بچه ته کلاسیا دلم تنگ میشه برای پای تخته رفتنام دلم تنگ میشه برای همه بی دقتیام دلم تنگ میشه برای همتون و در آ دلم تنگ میشه برای خود خانوم ایرانمنش ............................و واقعا این نیز بگذرد............................
خانوم اجازه میدین دست به * هاتون بزنم؟

خانوم معلم میگه:

ای حسنی بی تربیت.این چه کاریه؟

حسنی میگه:

خانوم100هزارتومن بهتون میگه

خانوم معلم میگه:خوب بیا بزن ولی به هیچ * نگی...

چن دیقه بعد حسنی میگه:

خانوم اجازه میدین دست به پشتتون بزنم؟

خانوم معلم میگه:حسنی رو بهت دادم پررو شدی.

حسنی میگه:خانوم 50هزارتومن بهتون میدم

خانومه میگه خب بیا بزن ولی به هیچ * نگی.

چنددقیقه بعد باز حسنی میگه:

خانوم اجاز میدین دست به ک...تون بزنم؟

خانوم معلم میگه:ای حسنی....دیگه خیلی رودارشدی.

حسنی میگه:خانوم 120هزارتومن دیگه بهتون میدم

خانوم معلم میگه:دیگه ا ین باره

چن دیقه بعد حسنی میگه:خانوم اجازه میدین بک ن م ت ون.

خانومه میگه:ای

حسنی بد!!!حالا چقد پول میدی؟

حسنی میگه:250هزارتومن.

خانوم معلم میگه:خب بیا ولی به هیچ * نباید بگی و....



.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

.

.



.

.

..



.

.

.

.

.

.

.خانوم معلم با خوشحالی میره پیش خانم مدیر ومیگه:

خانوم مدیر حقوق این ماه منو بدین ویک مرخصی یک ماهه هم میخوام.

خانم مدیر میگه:

.

.

.

.

..



.

..



.

.

.

.

.

.

.

..



.

.

..



.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..


مگه ندادم دست حسنی که بهتون بده؟؟؟؟!!!!!!
درس مطالعات داشتیم. سر کلاس یکی از بچه ها اجازه گرفت که بره بیرون. وقتی خانوم علتش رو پرسید،گفت:خانوم سرم درد میکنه.
بعد شقایق(بهترین دوستمون) گفت:خانوم!منم یه دوست داشتم سرش درد میکرد مرد... منم سریع گفتم:خانوم!منم هفته بعد شده بودم...!!! (فاطمه)
سلام دوستای گلم.... ختم قرآنی نیت برای سلامتی وظهور زمان(عج): اگر مایل به شرکت در این ختم قرآن هستید نظر بزارید لطفا شماره ی جزء مورد نظرتون رو هم بگید... در ضمن... تا آ ماه مبارک رمضان باید ختم شه... اجرتون با زمان(عج): 1:غزاله 2:راضیه 3: 4: 5:منتظر 1995 6:saeed 7:عاشق خدا 8:پروانه 9: 10: 11: 12:بهار 13: 14:فاطمه 15:فاطمه 16: 17:نوشین خانوم 18: 19: 20:مهتاب 21:زهرا 22:یکتا 23:نوشین خانوم 24:نوشین خانوم 25:نوشین خانوم 26:آقای علی 27:نوشین خانوم 28:محب المهدی 29:طیبه 30:بارون
امروز مدیرعاملمون تو جلسه منو صدا کرده، داره با موبایلش حرف می زنهموبایل و می گیره سمت من میگه خانوم بیا این آقا رو وصل کن  به خانوم فلانی .من |:اعضای جلسه |:خودش (:گفتم شمارشونو می دم به خانوم فلانی که تماس بگیرند.

بسم الله الرحمن الرحیم
امروز وقتی میان روضه ی مادر هجوم سوالات بود و حجم توجه، تازه فهمیدم اگر الان میان دفتر و ‏دستک ی ام نیستم و به جای کلنجار با دانشجوها، در میان پسرانی 7، 8 ساله خانوم قرآنی شده ام ‏برای خودم، یک دنیا می ارزد!‏ یک دنیا می ارزد بانوجان که جان فدای تان کنم، که بگویم از شما برای شان!‏ خانوم اجازه! مگه حضرت زهرا شهید شدند؟!‏ خانوم اجازه!‏ چرا حضرت علی (ع) جلو نرفتند؟!‏ خانوم اجازه!‏ محسن؟!!!!!!!! بچه ها می دونین فدک کجاست؟ خانوم همین پارک فدک!‏ بچه ها ماجرای کوچه رو شنیدین؟ نه!!!!‏ تعریف می کنی و چقدر سنگدلی که ماجرای جسارت را ...‏ خانوم اجازه!‏ چرا حسن (ع) نزدش؟! خانوم اجازه، یعنی الان حضرت زهرا حتی سنگی هم روی قبرشون نیست؟!‏ آخ آخ آخ ‏....‏ یازهراجانم
فاطمه ی زهرارومیگم،ازبین اون همه خواستگارک آرزوی غلامی و داشتن،راضی ب رضای خدا شد،لباس کهنه ی عروسی و مهرش،داشتن5تابچه تا18سالگی،قصه ی پیرمردن نا...!
همش درسه!خانوم بود!خانوم!

چیزی ک ی ذره نیستم،ادعامم میشه!

-روزتون مبارک خانوما!:-)
یه کاریکاتوری هست که یه خانوم پیرزنه با یه آقا پیرمرده مثلا دعواشون شده اخم روی یه صندلی توی یه پارک پشت به هم نشستن. بعد داره بارون میاد آقا پیرمرده همونطور که پشتش به خانوم پیرزنه هست یه چتر گرفته بالای سره خانوم پیرزنه تا خیس نشه... پ ن: شرح وضعیت عاشقی و ایناس پ ن : دسترسی وسیع به نت ندارم نتونستم ع رو پیدا کنم براتون تعریفش خب:)
دخترک گل فروش شیشه تمامه ماشینها رو پاک کرده بود هیچی گیرش نیومده بود الا نگاه های تحقیر آمیز راننده ها... نگاش به اون ور خیابون افتاد، چشمای پر تمنای راننده هارو به یه خانوم که کنار خیابون وایستاده بود رو دید . راننده ها هی میگفتن: خانوم چند؟! دخترک تو دلش گفت آخه اون خانوم که گل هم نمیفروشه؟! از اون روز همش منتظره اینه که بزرگ بشه ....
ان خواستگار بله را از عروس خانوم گرفتند ان خواستگار بله را از عروس خانوم گرفتند. یک مزرعه دار انگلیسی به نام” استفان بوو” طی اقدام جالب و عجیب برای دادن پیشنهاد ازدواج به زن مورد علاقه اش از ان خودش استفاده کرد. انی که بله را از عروس گرفتند ان خواستگار انی که بله را از عروس گرفتند ان خواستگار انی که بله را از عروس گرفتند ان خواستگار انی که بله را از عروس گرفتند  

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
موش موشی عزیز من عاشق مهد کودکه. عصرها که میام دنب بریم خونه می چسبی به سارا جون(مربی) آرزو خانوم(کمک مربی مهد) و دل نمی کنی بیایی خونه. توی یکی دو هفته اخیر یک مسیری از راه را با آرزو خانوم هم مسیر شدیم. تو تا آرزو خانوم رو می بینی می پری بغلش و تمام مدت راه توی بغلش آروم بیسکویت می خوری. وقتی نگاهت می کنم می خندی و دندونای کوچولوت بیرون می افته. بعد شال آرزو خانوم رو نوازش می کنی. حس می کنم توی مهد پیش اونا خیلی شادی. خدا رو شکر خدا خیلی ما رو دوس داشته که دختر خوبی مثل تو بهمون داده. دختری شاد و صمیمی و اجتماعی
انواع متلک های خیابونی جدید پسرا به دخترا! ۱- خانوم شماره بدم میکنی؟ 2- خانوم ببخشید مستقیم از کدوم طرفه 3- خانوم شماره ی کفشمو بدم؟ 4- (در برخورد با چنتا دختره زیبا) هنوز فصله هلو نشده 5- (در برخورد با چنتا دختره کم سن) اِ مهد کودک تعطیل شد شما اومدین بیرون. 6- حاج خانومم ماچ خانوم ۷- آهای خانوم کجا کجا ۸- از اون بالا کفتر می آید ۹- آخ چشم ..فدات بشم ۱۰- نازتو بخورم ..شب شام نخورم 11- خانونم شما دو تا سه قلوئید؟ 13- این روزها همه به من شماره می دهند شما چطور 12- دهات چه خبر؟ 14- فدات و بخورم 15- قربونت بچسبم 16- فدات بگردم 17- خودت مگه نیستی؟ 18- خانوم جیگرتو واسم بلوتوث میکنی؟ 19- جیگرتو یواشکی بخورم 20- ببخشید شما چقدر شبیه ه آیندهء من هستین 21-هندونه بیار قاچ کنم لباتو بیار ماچ کنم (new) اینم چند تا متلک که به دخترهای دماغ عملی میتونید بندازید! 1-خانوم شما بینیتونو کردید؟ 2-خانوم شما دماغتونو مدل خوکی عمل کردید؟ 3-خانوم میاید دماغامون عوض؟ 4-اینو صافکاری کرده که بعدا درخت بکاره 5-اینو دماغشو تازه یده برچسبش و نکنده 6-خانوم کلیه هاتو فروختی دماغتو عمل کردی؟ ۷-میبخشید خانوم دماغتونو گازگرفته؟ ۸-ده بار دیگه دماغت وعمل کنی تازی میشی مثل اِبی ۹-خانوم بینیتون افتاده چسب زدین؟
خانوم! خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنند... خانوم! خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنند!

دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند… به سرعت از آنجا خارج شد… وارد شــــهر شد…

امــــا…اما انگار چیزی شده بود… دیگر ی او را بد نگاه نمی کرد…!

انگار محترم شده بود… نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!

احساس امنیت کرد… با خود گفت: مگه می شه انقد زود دعام مستجاب شده باشه! فکر کرد شاید اشتباه می کند! اما این طور نبود!

یک لحظه به خود آمد…

دید چـــادر ــزاده را سر جایش نگذاشته…!
خانوم " ه"!تو درست فهمیدی! انقدر و انقدر منو میشناسی که تظاهر بی فایدستخانوم ه! درست فهمیدی دیواری که دور خودم کشیدم وحشتناک شده! یه چیزی مثل دیوار چین برای یه بچه چند ساله!گفتی بگو چی شده؟چطور بگم چی شده که محکومم به سکوتبه اینکه اینطور بسوزم و دم نزنم. البته یکی دو نفر می دونن. منو ببخش که تو جز اونا نیستی. تو اونقدر نزدیک بودی که نمی شد حرفی بهت زد اما اونا..یکی شون حالات منو می دید و نیازی به گفتن نبوددیگری هم درد بود و دست سرنوشتاگر ناراحت نمیشی و قلبت نمی گیره باید بهت بگم شده هم پای شبای افتضاح و روزای خا تری منخودش بدتر از منه. ولی خب سر راه هم قرار گرفتیمخانوم ه بدجوری خستم
صدای کشیده شدن ترمز ماشین بر روی آسف خیابان با آن صدای وحشتناکش هنوز در گوشم مانده ... و افتادن آن مرد جوان از روی موتور ... آن لحظه نمی دانم به چه فکر می ... فقط احساس دارم جان می دهم پشت فرمان ! با ترس کمربند ایمنی را باز و پاهای لرزان و بی جانم را از ماشین بیرون گذاشتم ... مادرم بلند گفت یا فاطمه ی زهرا ... ولی من توان گفتن هیچ اسمی را نداشتم ... مستاصل به سمت مرد رفتم و با ص که به گوش خودم هم غریبه می آمد و با ماس گفتم :(آقا چیکار کردی با من ؟ ح خوبه ؟ ) با لبخند سری تکان داد و گفت : ( خواهر نگران نباش حالم خوبه برو ) سرم را گرفته بودم و تلو تلو خوران به سمت ماشین بر می گشتم ... هر ی چیزی می گفت ... خانوم ما دیدیم خودشو انداخت جلو ماشینتون نگران نباش سوار شو برو ... خانوم مقصر اون بود که یهویی پرید وسط خیابون ... خانوم صدقه بده ... خانوم ... خانوم ... خانوم ... به در ماشین تکیه می دهم و در خود مچاله می شوم ... خدایا قربان کرمت ... فقط همین ...
روسری سنتی و زیبای خانوم بازیگرروسری سنتی و زیبای خانوم بازیگر هانیه توسلی را می بینید. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
زیور خانوم کیست؟ زیور خانوم کیست و در چه روزی میخواد رانندگی کنه؟   زیور خانوم تمرین کنه رانندگی اون خوب میشه  همه کار تمرین میخواد تا بعدش بره مسابقه رانندگی زیور خانوم در هوای گرم اسفند ماه دیدنی هست یعنی چند روز دیگر   زیور خانوم که یک زن زیبا خوب و مهربان هست قرار هست با ماشین به رنگ قرمز همچون لبو در روزی که هوا گرم و افت هست در گیلان رانندگی کنه اون بسیار با احتیاط رانندگی  می کنه و چهار چشمی مراقب عقب و جلو خودش هست که نکند خدای نکرده یکی بیاد و عقب ماشین اون رو بزنه زیور خانوم چون تازه در سوالات آیین نامه رانندگی قبول شده به خاطر همین هست که دوران ابت را می گذرانه او قرار است برای اولین بار در جاده های گیلان رانندگی کنه تا دست فرمانش خوب بشه اون خیلی خوب دنده عوض می کنه چون خیلی  تمرین کرده و روز دوم  اسفند که هوا گرم و افت ست و درخشان رانندگی می کنه از همین سایت کرد  آیین نامه را  قبول  شد ...اداماه در اینجا armin3d  com 
س ل ا م ! خوبین؟ خوشین؟ همکلاسیای گلم اونایی ک میخوان بشن تا "1 مهر" فرصت دارن به خانوم طالبیان مراجعه کنن و اسمشونو بدن ب خود خانوم طالبیان اونایی ک مراجعا نکنن اسمشون جز ک دا نیست و تو رای گیری شرکت داده نمیشن اتاق خانوم طالبیان: طبقه اول، ااون راهرویی ک میره طرف ریاست، قبل از در شیشه ای یه اتاق هس سمت راست سبز و بی کران باشین

از هرده خانومی که به مرکز مشاوره مراجعه می کنند
نه نفر دچار غمباد و بغض ِ درونی هستند... و اگر کمی سربه سرشون بذارید چشم هاشون پر از اشک می شود!
از هر ده خانوم، هفت نفر عصبانی هستند و آماده ی پرخاشگری!
از هر ده خانوم، پنج نفر عفونت ِ ناحیه لگنی / مجاری اداری دارند!
از هر ده خانوم، سه نفر کیست ِ تخمدان، رحم یا دارند!
غمباد...
غم هایی ست که روی هم انباشته می شود! بادی در بدن بوجود می آورد که از نظر طب چینی ادامه مطلب
بسم اللّه الرحمن الرحیم نمیدونم ی هست وب من رو بخونه ولی تو مدرسه درس کوکب خانوم رو نخونده باشه؟ اگه هست متاسفم براش :)) فکر کنم همه تو فامیل شون یه کوکب خانوم دارن حالا میتونه پیر باشه یا جوان فرقی نمیکنه ولی حتما هست اگه هم نیست باید بگم که ما که داریم منتهی اسم کوکب خانوم توی فامیل ما نیر خانوم شده :) هر چی از خوبی این بشر بگم کم گفتم دومی نداره اصلا :) منم تو خیلی مسائل الگوم نیر خانوم جانه مهم ترینش هم آشپزیه :دی که الگوی خودم قرار دادم نیر خانوم رو و البته ابتکارات تنبلانه ی خودمم قاطیش :)) یه بار مهمون داشتیم من میخواستم واسه اولین بار فسنجون درست کنم :| انقد استرس داشتم که نگو و نپرس دیگه به پیشنهاد یکی غذای اون روز رو نذر زمان ! انقد خوشمزه شد :)) از اون روز کلا همین کار رو میکنم :) شمام امتحان کنید کوکب خانوم فامیل رو الگو کنید + غذاهاتون رو به نیت یکی از ائمه درست کنید تفاوت را احساس کنید :دی حس تبلیغات تلویزیونی بهم دست داد یه آن :)) ماس دعای فرج در پناه حق باشید یا مهدی
اسم نی نی شد هلیا خانوم..... دیروز براش سیسمونی بردن و همه دور هم جمع بودن ولی من نبودم :(
ع اشونو دیدم دلم گرفت بغض گرفته بودم :(((( ولی ایشالله به سلامتی دنیا بیاد برم بخورمش :)

سلام، با امروز تقریبا یک سوم ماه آبان هم داره تموم میشه و این مریم خانوم ما رو کچل کرده از بس تاریخ و تقویم رو می پرسه. برای چی؟ برای اینکه زودتر ماه ها بیان و برن و برسه به اسفند ماه که تولد خانوم خانوماست. دختر جون ما اینقدر از این گذر عمر خوشحال نیستیم ها ولی به گوشش نمیره. تازه مدتی هم هست که ساعت رو بلد شده بخونه در نتیجه در طول روز هم گذر تک تک دقایق مون رو بهمون یادآوری می کنه. چه میشه کرد خانوم کوچولوی ما از این موفقیت های خودش لذت می بره و میخواد ما رو هم با خودش شریک کنه الهی مادرجون به همه ارزوهات برسی. البته فراموش نشه که یکی از دلایل چک ساعت هم اینه که نکنه یه موقع ساعت بعضی از برنامه های مورد علاقه اش رو در شبکه پویا از دست بده. راستی خبر داشتید مریم خانوم ما بر خلاف آبجی بزرگه چقدر به علوم زیستی علاقه مند هست؟ همین الان هم یه پا خانوم ه. تمامی اعضای بدن رو با اسامی علمی شون و کاکردشون می شناسه. خودش به خودش از بس علاقه مند و پیگیر هست این اطلاعات رو یاد گرفته و کاربردی هم در طول روز ازشون استفاده می کنه. مثلا: چند روز پیش بهش می گم داری چی کار می کنی؟ می گه: دارم استخوان لگنم رو می خارونم.
امشب، باید بریم جشن. فردا هم من باید برم. روان شناسیمم مونده. و چه کنم ؟ کاش سر منم مثل خانوم ل. انقدر شلوغ بود ! نه هر شلوغ بودنی. از اونایی که خانوم ل. وقتشو پر می کنه.
واقعا آ و عاقبتمون چی شده که کانال خانوم های قری شده جزو پرطرفدارترین کانال ها و متاسفانه زیر سیبیلی از شدن در رفته. وا اسفا!، وا حسرتا!، وا تلگراما! من نمی فهمم مگه قرار نبود با یک گل بهار نشه؟ همینجوری رو هوا که نوگلان زندگی از پارچه لک لک ها سر بر نمی آورند.
_ خانوم شما میخندید گوشه ی لپتون سوراخ میشه

+ اوهوم [ با خنده ی عمیق تر ]

_ اا خانوم شد دوتا !!
همیشه بخندید خانوم
خوشگل میشید


.
.

چقدر دقت میکنن به همه چیز جز درس!!
30 مهر 96


عاغا عاغا پسرعموم اومد خونمون.. منو پسر عموم یه زمانی خیلی باهم رفیق بودیم(دوران راهنمایی من) بعد یه زمانی زدیم به تیپ و تاپ هم:دی البته باشوخی یعنی همش همو مس ه میکردیم..البته اون متلک مینداخت من سکوت می ده تا یکی جواب میدادم:دی یه چندسالی بود ندیده بودمش با اینکه همشهریم هستیم:|۳/۴سالی ازم بزرگ تره قدیما بهم میگفت حاج آقا منم بهش میگفتم حاج خانم(دلیلش واضحه تفکر پلیز:دی) اومد تو گفت ماشاالله چه بزرگ شدی خوشکل و خانوم شدی..همین که گفت خانوم شدی یه فکری اومد تو ذهنم زدم زیر خنده دست خودم نبود.. گفت چیه؟با خنده ای که هرچی سعی می جمع نمیشد گفتم هیچی.. بعدخلاصه اصرار کرد کلی من به زور کنترل خندمو در حد یه لبخند دستی به ابروهام کشیدم با خنده وشیطنت وآروم گفتم: راستش توهم ماشاالله ماشاالله خیلی خانوم شدی بزنم به تخته:))) پاچیدم خودم:))) تهش گفت دلم تنگ شده بود فک اصلاح شدی نگو همونی بودی که بودی:/ :)))تقصیر من چیه انقدر خانوم^_^یه غلطی کرد خودش تقصیر خودشه,خودش اول بحث خانوم اقارو شروع کرد:دی
+صرفا جهت طنز +این خط ا ی چقدر خودش خودش داشت:دی
خانوم اجازه آب بخوریم؟خانم به خدا رفتم خونه مو حتمی میخونم.خانم چرا ازدواج نکردین؟خانم شما چند س ونه؟خانوم شما از جن داستان بلدین؟(چیا که تو بچگی ازش نمیگفتیم)اینقد میپرسن که دوس دارم اون لحظه....گوشه های از حرکات جالبشون:۱:میشینن پیش من ادای بقیه معلما رو در میارن بعدش با صداقت تمام نگا میکنن میگن خانم بخدا اصلا از شما پیش بقیه حرف نمیزنیم هر چی نباشه شما خانوم مهربونه ایید۲:میبینم یه خانمه داره گیج وگنگ دنبال یکی میگرده.میپرسم خانوم کاری داشتید؟میگه هم اومدم دخترم و ببرم هم خانوم مهربونه رو ببینم.(این طفل معصوما چه پاک و مهربونن.)۳:نشستم دارم نمایشنامه ها رو ردیف میکنم.یه دفه اومده پشتمو درست میکنه میگه خانوم قوز نزن بیا با هم پفک بخوریم(ابهت داشتن این معلمای قدیمی ها)۴:یه کلیپ از تو گوشیش نشونم میده:یه زن تمام قد میره زیر ماشین و فاتحه.....میگه از بابا گرفتم خیلی باحاله هرشب نگاش میکنم(تا یه هفته تحت تاثیر ش بودم)۵:....خلاصه خیلی ماهن.دوسشون دارم
دلم تنگ شده برای...... برای نامه های عزراییلی نوشتن برای حدیث.... برای نامه نوشتن با آیسو برا ثمین وسط زنگ خانوم پورحبیب... برا از دور ثمینو حدیث... برا مسابقات هندبال... برا آب بازی ا.... برا استپ هوایی با کتاب نسیم.... برا ار ار گفتن....(کی میدونی موضوع چیه؟) برا کامنت گذاشتن زیر نوشته های ثمین... برا یدنای آیلار تو کلاس.... برا میکروسکوپ نوری...(هه هه هه) برا زنگ تفریحا... برا نصیحت ها و بماند گفتنای شیلر... برا بللللللله گفتنای ثمین... برا نمره ی اضافی گرفتن تو زنگ فیزیک.... برا تدریس تو زنگ تفکر... برا تفکر و پژوهش مخصوص دختران.... برا نقاشی رو وایت برد کلاس.... برا جلو زدن قسمتی از کارتون که صحنه داره توسط خانوم غیبی.. برا گیر دادنای خانوم طریقی... برا دیوونه گفتنای خانوم پورحبیب به من... برا پاک کن بزرگم که برا خودش سوژه بود... برای تو برا ی اون برای شما...
حاج خانوم از جایش بلند شد و رفت طرف پیرزنی که آرام در صف اول نشسته بود.دستش را گرفت و گفت تو که ت رو اشتباه می خونی. بقیه رو هم اب می کنی. پس پا شو برو عقب.پیرزن اما هیچ نگفت. سجاده اش رو برداشت و رفت صف عقب.موقع گفتن تکبیره الاحرام نه دستهای حاج خانوم بالا اومد و نه زبونش به گفتن نیت باز شد.
-اوضاع چه طوره؟ به برنامه هایی که ریختم رسیدی؟ -نه خانوم -چراااا؟!!! -خانوم آخه تولدمونه امشب. کلی هم مهمون داریم،نشد برنامه ی امروزو اجرا کنیم... -آخی عززززیزم تولدت مبارک باشهباشه اشکالی نداره یه امشب استثناء...ولی دیگه تکرار نشه -مرررسی خانوم...چشم چشم حتما... -چشمت بی بلا -خانوم عاشقتونم یه دنیا -منم همین طور عزیزم... -نه خانوم جدی میگم... از ته ته ته دلم دوستون دارم... امشبم سر فوت شمع کلی براتون دعا ! -عزززیزدلمی...ممنونم