159 مویه های شوریدگی

تو نمیدانی چیست راز استقامتی که هر صبح نگاهم روی تن تبدار شیشه می کند من تشنه ام و طلوع دی است *** آغاز دیگر رستن نیست و مرگ ، پایان من تمام خاطراتم را به عاریه گرفته ام و حنجره ء صداهای ناخوش را به ودیعه داده ام فریاد در من وشان لاکن صدا بی جان است *** تو شاهد باش ی شاخه بید را که از خفقان به خود میلرزد اینجا شوریدگی همان مرگ است و پژواک سردرگم تکرار

ترانه لیلا ( اسانی)

عاشقم اومدم از دشت و صحرا
لیلا در وا کن مُیُم
طالبم اومدم از بهر سودا
لیلا در وا کن میم
اومدم تا شوم شمع سرایت
لیلا در وا کن میم
شوق نوروز کنم جون مُ فدایت

آخ، لیلا در وا کن میم
پشت در وا کن میم
این چه در وا ه
این ز اقبال مویه، این زاقبال مویه

نازنین دختری با ما چرا ناز
لیلا در وا کن میم
بچه کفتر میم هستی چون شهباز
لیلا در وا کن میم
ترک من گفته ای از بی وفایی
لیلا در وا کن میم
عاشقت اومده با یک جهان راز
لیلا در وا کن میم

لیلا در وا کن میم
پشت در وا کن میم
این چه در وا ه
این ز اقبال مویه، این زاقبال مویه

گشته ام پریشان از غمت لیلا
آخ آواره گشتم در دل صحرا
لیلا، لیلا، آخ لیلا

گشته ام پریشان از غمت لیلا
آواره گشتم در دل صحرا

لیلا در وا کن میم
پشت در وا کن میم
این چه در وا ه
این ز اقبال مویه، این ز اقبال مویه... گرد آورند:یاشار خانارتباط با گروه رستاک:09120588505 ارتباط با رستاک جهت حضور در مراسم و همایش
هوره مویه های سرزمین من
(گزیده ی مویه های لکی)
در بررسی و مطالعه اقوا م غرب سرزمین ایران به قومی به نام«لَک» بر می خوریم که عمدتاًدر استان های لرستان ،کرمانشاه وایلام ن هستند.همچنین مردمانی از این منطقه بنابه دلایل مختلف واز جمله سیاست های ت های مرکزی از آغاز دوران صفویه به بعد به نقاطی چون: اسان،مازندران ،زنجان،قزوین،کازرون،شیراز وجیرفت مهاجرت نموده اند. گروهی از ایشان نیز در چند شهر کشور عراق روزگار می گذرانند وبالا ه جمعی هم درجنوب کشور روسیه اقامت گزیده اند.
آیین سوگ و مویه هیات سادات نوش آباد در یازدهم محرم شهر آیین های عاشورایی در ماتم شهادت حسین(ع) و یاران باوفایش و عرض تسلیت برگزارشد.
لیلا برایت می گوید: دیدن این که براى اتفاق غم‏انگیزى از ته دل آه مى‏کشید، علامت آن است که با اندوهى بسیار بزرگ و سخت روبرو خواهید شد اما امید خود را از دست نمى‏دهید.   آنلی بیتون می گوید: اگر خواب ببینید برای واقعة غم انگیزی آه می کشید ، نشانة آن است که با اندوهی غیر منتظره روبرو خواهید شد ، اما امید به رهایی را از دست نخواهید داد.   تعبیر خواب آه , رویای آه , خواب دیدن آه , تعبیر آه , خواب آه , تعبیر خواب آخ , رویای آخ , خواب دیدن آخ , تعبیر آخ , خواب آخ , تعبیر خواب وای , رویای وای , خواب دیدن وای , تعبیر وای , خواب وای , تعبیر خواب آوخ , رویای آوخ , خواب دیدن آوخ , تعبیر آوخ , خواب آوخ , تعبیر خواب افسوس , رویای افسوس , خواب دیدن افسوس , تعبیر افسوس , خواب افسوس , تعبیر خواب حیف , رویای حیف , خواب دیدن حیف , تعبیر حیف , خواب حیف , تعبیر خواب دریغا , رویای دریغا , خواب دیدن دریغا , تعبیر دریغا , خواب دریغا , تعبیر خواب مویه , رویای مویه , خواب دیدن مویه , تعبیر مویه , خواب مویه , تعبیر خواب ناله , رویای ناله , خواب دیدن ناله , تعبیر ناله , خواب ناله , تعبیر خواب دم , رویای دم , خواب دیدن دم , تعبیر دم , خواب دم , تعبیر خواب دردا , رویای دردا , خواب دیدن دردا , تعبیر دردا , خواب دردا , تعبیر خواب دم سرد , رویای دم سرد , خواب دیدن دم سرد , تعبیر دم سرد , خواب دم سرد , 
لیلا برایت می گوید:
دیدن این که براى اتفاق غم‏انگیزى از ته دل آه مى‏کشید، علامت آن است که با اندوهى بسیار بزرگ و سخت روبرو خواهید شد اما امید خود را از دست نمى‏دهید. آنلی بیتون می گوید:
اگر خواب ببینید برای واقعة غم انگیزی آه می کشید ، نشانة آن است که با اندوهی غیر منتظره روبرو خواهید شد ، اما امید به رهایی را از دست نخواهید داد. 

تعبیر خواب آه , رویای آه , خواب دیدن آه , تعبیر آه , خواب آه , تعبیر خواب آخ , رویای آخ , خواب دیدن آخ , تعبیر آخ , خواب آخ , تعبیر خواب وای , رویای وای , خواب دیدن وای , تعبیر وای , خواب وای , تعبیر خواب آوخ , رویای آوخ , خواب دیدن آوخ , تعبیر آوخ , خواب آوخ , تعبیر خواب افسوس , رویای افسوس , خواب دیدن افسوس , تعبیر افسوس , خواب افسوس , تعبیر خواب حیف , رویای حیف , خواب دیدن حیف , تعبیر حیف , خواب حیف , تعبیر خواب دریغا , رویای دریغا , خواب دیدن دریغا , تعبیر دریغا , خواب دریغا , تعبیر خواب مویه , رویای مویه , خواب دیدن مویه , تعبیر مویه , خواب مویه , تعبیر خواب ناله , رویای ناله , خواب دیدن ناله , تعبیر ناله , خواب ناله , تعبیر خواب دم , رویای دم , خواب دیدن دم , تعبیر دم , خواب دم , تعبیر خواب دردا , رویای دردا , خواب دیدن دردا , تعبیر دردا , خواب دردا , تعبیر خواب دم سرد , رویای دم سرد , خواب دیدن دم سرد , تعبیر دم سرد , خواب دم سرد , 
خم باده شوریدگی را  سرکشیدم
شب آتش است و خون وشب کشته هاست امشب شب مویه های غزه شب ضجه هاست امشب شب خنده های شب ک ن گریان شب ناله های مدفون به ابه هاست امشب به کنارغزه جمعی همگی پلید و ملعون که ز کینه خنده هاشان ز شراره هاست امشب شب ضجه های طفلی به کنار جسم مادر شب کودکی که از تن سر او جداست امشب بخدا که شرمسارم ز دو چشم ک نی که نگاهشان زغزه همه سوی ماست امشب اگر از غائب تو بگیری یک نشانی به ابه های غزه ولی خداست امشب
شب آتش است و خون وشب کشته هاست امشب شب مویه های غزه شب ضجه هاست امشب شب خنده های شب ک ن گریان شب ناله های مدفون به ابه هاست امشب به کنارغزه جمعی همگی پلید و ملعون که ز کینه خنده هاشان ز شراره هاست امشب شب ضجه های طفلی به کنار جسم مادر شب کودکی که از تن سر او جداست امشب بخدا که شرمسارم ز دو چشم ک نی که نگاهشان زغزه همه سوی ماست امشب اگر از غائب تو بگیری یک نشانی به ابه های غزه ولی خداست امشب
خدایا می دانم با هر اعترافی که نباید بشود، با هر جا خالی ی، با هر اظهار ضعفی، با هر احساس و بروز نا امیدیی، با هر شکوه ایی از مسایل و مشکلات و... و در کل با هر نشانه ی منفی که بروز می دهم، از درجات انسانی ام نزد تو کاسته می شود، اما اگر با تو سخن نگویم هم شاید بندهای دلم برای تحمل آنچه در درونم مخفی می کنم نتواند تحمل کرده و شوند. پس این بروز ضعف ها را از من نادیده بگیر، که این ها تنها مویه هایی از سر بهانه برای ارتباطی و سخنی با تو بیش نیست.
دوشعر سپید از خانم ثریا رشیدی: 1 ایل کوچید کبکی می پرد، از گون زاری خاموش درآینه ی سنگ سیاه سرد اجاق تورا می بینم که بوی نان داری صدای مشک وبانگ وس درگوش خیالم.جاری است ومن مویه می کنم خاطرات خا تری را در آستانه ای چنین خالی 2 مادر باگیس های سپید وسیاه پیچیده درهم مویه می کند دختر بس: این رفت، برگشت ندارد نه کلنگ های رنگی،نه حنا ونه ی که بدرقه ات می کند باید در تبعیدگاهی اجباری به انگشتان ترک خورده ات خا تر بپاشی دختر بس دلش ش ته تر از شیشه خورده های رنگی باز نگاهش سهم خون بها می شود
دوشعر سپید از خانم ثریا رشیدی: 1 ایل کوچید کبکی می پرد، از گون زاری خاموش درآینه ی سنگ سیاه سرد اجاق تورا می بینم که بوی نان داری صدای مشک وبانگ وس درگوش خیالم.جاری است ومن مویه می کنم خاطرات خا تری را در آستانه ای چنین خالی 2 مادر باگیس های سپید وسیاه پیچیده درهم مویه می کند دختر بس: این رفت، برگشت ندارد نه کلنگ های رنگی،نه حنا ونه ی که بدرقه ات کند باید در تبعیدگاهی اجباری به انگشتان ترک خورده ات خا تر بپاشی دختر بس دلش ش ته تر از شیشه خورده های رنگی باز یگاهش سهم خون بها می شود
، مدیریت بحران فامیل ماست و لفظ یک علامت اختصاری است تا وسط مویه و کمر خم شدن، نگران از قلم افتادن خُرما وسط مراسم نباشیم.
«احمدمتوسلیان» و «غلامرضا» از بدو آشنایی، دوشا دوش یکدیگر در تمامی صحنه های مقابله با ضد انقلاب حضور داشتند.
زودپز هم انگار متوجه عمق فاجعه شده بود که این قدر سروصدا راه انداخته بود، ولی هرچه باشد صدایش به داد و بیداد عمو و زن عمو نمی رسید. از همه بدتر صدای ضجه مویه و ونگ ونگ پدرام، پسرعمویم بود.
چرا یک بار مانند خود را در برابر غم این مردم قرار ندادید؟ آیا شما هم تحمل برای شنیدن این مویه ها و فریادهای مردم را دارید؟
لیلای من!! همچنان میمویمت،میمویمت،میمویمت و دل خوش دارم که میبینی ام،میبینی ام، میبینی ام؟؟ لیلای من! با عطر هر نسیم که تنِ دانه های باران را مینوازد....میمویمت، میمویمت،میمویمت و چشم امید دارم که میدانی ام،میدانی ام، میدانی ام؟؟ لیلای من!! با نوازش دستانِ پر مهرخورشید، هرسحرگاه میجویمت،میجویمت،میجویمت ویقینم آنست که میخوانی ام،میخوانی ام، میخوانی ام؟؟ لیلای من!! آه لیلای من!! ماه نمیخوانمت،که خورشیدِتابانِ آسمان منی با تو شب من روز است و روز چونان گلستان ومرا چه چیز بهتر از آن که تو مرا در هر حال که باشم نظاره گری لیلای من...لیلای من...لیلای من...!!! آه مرا چه شده است؟؟ بی وقفه میخوانمت با ص بلند و بلندتر لیلا...!! لیلا...! لیلا جانم...! چشمانِ ژاله بارم با ابرهای اردیبهشتیِ آسمان در هوای دلتنگی ِتو هم نوا میبارد. میدانی که چقدر باران را دوست دارم بیا... با من بیا.... من تن به باران میدهم وتو تن به سیلابِ دیدگان من بسپار
فاطمه راکعی شوریدگی، باورمندی و خلاقیت را از ویژگی های بارز آثار احمد عزیزی می داند و بر فرم خاص و سبک شخصی او در آثارش تاکید می کند.
من
سایه نشین تکلم عشقم،
گیسوی بریده
بر این بیم بی خسوف
تا کی؟
در لهجه ی ملال
من آن سرخوشِ بی پرسشم
که بغض جهان
در گلوی بریده اش
گره می خورد.


در این نشیب شبانه
تنها تنفس یکی فانوس آسمان است
که مرا
از مویه بر آدمی باز خواهد داشت.


سایه نشین تکلم عشق!
مثل فرسنگ ها دریا. آنقدر قوی و بی رحم که بتواند قلبم را از جا در بیاورد و بدنم را در کفنی از بخار بپیچد...
آنقدر قوی و بی رحم که بتواند قلبم را از جا در بیاورد و بدنم را در کفنی از بخار بپیچد...
ایران من مشتی خاک نیست... ایران کودک خوشحالی است که در ترکمن صحرا پابه پای اسب ها می دود. مادری دلسوخته است که در سردشت مویه کنان سراغ پسران کول برش را از بهمن می گیرد.
کتاب « پس مویه های ز له ارسباران» حدود چهارماه است که به چاپ رسیده است. این کتاب مجموعه اشعار در موضوع ز له قره داغ از 91 شاعر است که توسط آقایان ابوالفضل قاسمبگلو و حسین دوستی تدوین و توسط انتشارات مبتکران به چاپ رسیده است. نظر مدیر این موسسه آقای دهقان این است که مبالغ حاصل از فروش این کتاب در کارهای خیر فرهنگی هزینه گردد. مدیریت عرضه و فروش این کتاب ابتدا به موسسه خیریه سجاد (ع) و سپس به شورای فرهنگ عمومی شهرستان اهر واگذار شده است. چند جلسه در جهت تصمیم گیری برای انجام رونمایی و آغاز عرضه این اثر ترتیب یافته است. تصمیم آ این بود که چهاردهم بهمن مراسم رونمایی برگزار گردد اما متأسفانه اجرا نشد.
عشق گروگان می گیرد
وارد وجودتان می شود
شما را می بلعد
و رهای تان می کند
تا در تاریکی مویه کنید

اسلاوی ژیژک
آزاده» گوشه چادرم را مى ‏گیرد. به سختى از میان جمعیت رد مى‏ شوم. بوى عود و گلاب توى سرم مى ‏پیچد و حس هراس ‏آلود مرگ که مى ‏گفتى حس عجیبى است و تا نپذیرى‏اش از تو دست‏ بردار نیست، دوباره روى ذهنم مثل نوارى به نوسان افتاده است. آزاده گلبرگ‏ها را جدا مى‏ کند و کنار هم مى ‏چیند. صداى مویه زنى که خاک‏ها را چنگ مى ‏زند و روى سر و صورتش مى ‏پاشد، آزاده را به گریه مى ‏اندازد و دوباره به خاطرم مى‏ آیى ... .
سرت را به دیوار کوبیدى و به صورتت چنگ کشیدى. دور و برت پر شده بود از آیینه ‏هاى ش ته و قطره‏هاى خونى که از دستت چکه چکه روى زمین مى ‏چکید و مى‏ ماسید
آمل - تعریض و بهسازی ۳۵ کیلومتر برزخی جاده آمل – چمستان در مازندران برای بومی های منطقه به یک رؤیا تبدیل شده و هرازچندگاه در سوگ عزیزانشان در این مسیر مرگبار مویه می کنند.
در شهادت مؤمنان باید بر بی پناهی نسلی مویه کرد که شان را در حد قامت های ناساز خویش کوتاه کرده ایم! باید بر مظلومیت نسلی گریست که شان را در قواره حقارت ها و ناتوانی های خودمان شناسانده ایم!
چهل روز قبل بود که پلاسکو به تیتر داغ رسانه ها تبدیل شد؛ قدیمی ترین برج مدرن تهران فرو ریخته بود و آوارهایش به فرصتی مناسب برای بازدیدهای مسئولان سلفی بگیر و وعده های دلگرم کننده شان تبدیل شد.
یکی از مغازه دارها عصبانی است. آنقدر عصبانی که صدایش تا چند راهرو آنطرف تر هم می رود. می گوید: مسئولان وقتی کاری را نمی توانند انجام دهند چرا وعده بیجا می دهند؟
زندگی چیست؟ سایه ای بر دیوار / یا صدای غرّش یک آبشار
شایدم مفهوم یک راز گران / در پس انبوه اندوه زمان
زندگی شوق شکفتن های ما / یا که پژواکی ست از حس خدا
زندگی تعریفی از تقدیر اوست / دفتر تمرینی از تدبیر اوست
چشمه جوشانی از شوریدگی ست / نقشی از درد و غم و بیهودگی ست
خط سیری از گذشت یاد هاست / یا سکوتی در دل فریاد هاست
بابااوغلی93/3/19
ندانم در کجا این قصه دیــــــدم ویا از قصه پردازی شنیــــــــــدم که دو روبه یکی ماده یکـــی نر به هم بودند عمری یار و همسـر ملک با خیل تازان شد به نخجیر کشیدند آن دو روبه را به زنجیــر چو پیدا گشت آغاز جدایـــــــی عیان شد روز ختم آشنایــــــــی یکی مویه کنان با جفت خود گفت : که دیگر در کجا خواهیم شد جفت ؟ جوابش داد آن یکی از سر سوز همانا در دکان پوستیــــــن دوز ایرج میرزا
...خوش به حال گوش ماهی ها، با صدای دریا به خواب می روند!...